چه گلي كه به من سر مي زني - تاریخ: 1391/9/18 ساعت: 17:08
سلااااااااااااااااام خیلی خوش آمدی سلام به همه عزیزایی که اومدن به وبلاگ خودشون چي بگم ديگه؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب حرفي ندارم فقط خيلي خوشحال مي شم بهم سر مي زنيد خوووووووووووووووووش اومدين
غیرت... - تاریخ: 1391/9/18 ساعت: 16:48
واقعا چرا ما اینطوری شدیم؟؟؟ من،تو،اوما،شما،آنها...آره اول شخص مفرد تا سوم شخص جمع... تقریبأ هممون... آره راسته که میگن تو همه کشورها سه تا زمان وجود داره اما تو پارس۴تا!! زمان گذشته،حال،آینده و زمان شاه!!! ما که یادمون نمیاد اما میگن!!زمون شاه ساواکیا چادر از سر زن جماعت میکشیدن!!! بنازم غیرت زن جم...
هيچ چيز غير ممكن نيست - تاریخ: 1391/9/18 ساعت: 16:40
هيچ چيز غير ممكن نيست روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند. آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی ک...
مــــــــــــن بــــــــــــاشــــــــــم تــــــــــــو باشـــــــــی دنیا را میخواهــــــم چکار؟؟؟ - تاریخ: 1391/9/18 ساعت: 16:32
دیشب تا ساعت نزدیکا دو داشتیم با ابجیم میحرفیدیم قبلش تو اون اتاق بود بهش اس دادم پاشو گمشو بیا اینور دیگه .چقد ما زرنیگم واقعا زورم میاد برم اون ور اس میاد بیا اینور اخرشم مامانم گف بسه دیگه صداتون تو خونه پخشه بس حرف میزنین راس میگه خونه ما وقتی ساکت ساکت باشه خصوصا تو شب حرف بزنی صدا میره ولی روز...

برچسب‌های مرتبط

sms mms |